..

شهید حجت الله رحیمی

.

وقتی حضرت سکینه دختر امام حسین علیه السلام

.

روز یازدهم محرم در گودال قتلگاه خود را روی بدن پدر انداخت

.

و عده ای از اعراب با کعب نی و تازیانه

.

او را از بدن بی سر پدر جدا کردند ...

.

نگفت: بابا مرا میزنند  ...

.

نگفت: بابا مرا به اسیری میبرند ...

.

نگفت: بابا تشنه ام ...

.

بلکه اشک میریخت و فریاد میزد :

.

بابا جان برخیز و ببین چادر از سر ما کشیدند ...

.

بابا سرهای برهنه ما را بنگر...

.

بابا برخیز و ببین عمه ام زینب را میزنند ...

.

لبیک یا حسین یعنی ...

.

خواهرم حجابت را ... برادرم نگاهت را ... حفظ کن.


..

..

حکمت وزیدن باد . . . رقصاندن شاخه ها نیست

.

 امتحان ریشـــــــه هاست !!!